سیطره عشق

بررسی ها :

2,000 تومان

تعداد صفحات مقاله: ۶۲              فایل پروژه  Word

ارسالی:   ۱۰۲                  –    ویرایشگر: ۲۰۸

دسته: , , ,

توضیحات

موضوع مقاله: سیطره عشق

زبان مقاله: فارسی

چکیدۀ تحقیق دانشجویی:

کوشا گریه می کرد و ادامه داد: می خوام بهترین شوهر توی دنیا برای روژان باشم. تموم عشق و محبتم رو به پاش می ریزم. فقط می خوام روژان دوباره مال من بشه. خواهش می کنم هانی کمکم کن … کمکم کن…؟!

این حرفها رو چنان با سوز می گفت: که دل آدمو به درد می آورد.. گفتم: کوشا تو این حرفارا و این فکرها رواز قبل می کردی من که بهت گفتم: مگه نه؟! درمانده و مستأصل گفت: یعنی هیچ راهی نداره؟! بالاخره انسانها اشتباه می کنند و بزرگواران باید ببخشند. اگر گناه کاران بخشیده نشود که دنیا جهنم می شود..! و گریه مرد خیلی تلخه.

پس ادامه داد: هر کاری بخواد براش انجام می دهم . همه جوری بخواد می تونه تنبیهم کنه. هر شرطی بذاره حاضرم انجامش بدم! فقط … فقط گریه امانش نداد. سرش انداخت پایین و دستاشو گرفتن روی صورتش.

زیر لب زمزمه کردم: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی…! در همین لحظه کیان وارد سالن شد صدای مارو شنید ه بود و تا حدودی توی جریان قرار گرفته بود او مد طرفم و گفت: می تونم با کوشا خان تنها باشم بلند شدم و گفتم: البته و از سالن خارج شدم رفتم توی اتاق روژان و تاباهاش حرف بزم اما اون گوشهاشوگرفت وگفت: نمی خوام چیزی بشنوم هانی اصلا

بهتر دیدم تنهاش بذارم و از اتاقش خارج شدم پدرو مادر روژان هنوز هم گیج بودند و هضم موضوع برایشا سخت بود. مادرش اومد طرفم و گفت: دخترم اینجا چه خبره؟
گفتم: چیز مهمی نیست مرجان خانم فقط کوشا و روژان کمی دعوا کردند پدرش جلو آمد و گفت: اما اگر کمی دعوا می کردن روژان هرگز این طوری نمی کرد

سیطره عشق

صدای کوشا به گوشم رسید که می گفت هانی هانی رفتم توی هال و گفتم : بله کوشا: می خوام برم می تونم امیدوار باشم شونه هاموانداختم بالا و گفتم نمی دونم اما من سعی خودمو می کنم یک هفته کامل روی مخ روژان کار کردم تا راضی شد با کوشا حرف بزند توی این مدت مادر روژان زنگ می زد اما روژان مایل به صحبت با مادرش نبود روژان هرگز مادرش را دوست نداشت و از شخصیت مادرش خوشش نمی آمد بنابراین ارتباط گرمی با او برقرار نمی کرد.

روژان می گفت: از طرز فکر مادرش هرگز راضی نبوده و از این که پدر او مطیع مادرش بود لجش می گرفت برای همین ترجیح می داد دور از آنها زندگی کند دائم خدا خدا میکرد پدر و مادرش زودتر برگردند خارج با اینکه بیشتر روزها را خونه پسرشون می گذروندند تازه فهمیدم که چرا روژان هرگز حرفی راجع به خانواده اش نمی زد چون اون همیشه از آنها فراری بود

سیطره عشق

روژان: دلم بدجوری گرفته بود از بی وفایی کوشا از بی خبریاش و از اینکه توی این ۵ ماه کاملا عشق و حالش و با کرده بود می سوختم اما هانی دست وردار نبود و مدام اصرار می کرد که حداقل با کوشا حرف بزنم البته من هنوز هم کوشا رو دوست داشتم و دوست داشتم دوباره با اون زندگی کنم
چرا با این که می دونم خطا کرده هنوز دل گرم امیدم که برگرده

ولی خاطره رفتارش دیوونم می کرد مستأصل و درمانده بودم. دودل بودم از طرفی دوست داشتم زندگیمونو که هنوز اوایلش بود نجات بدم و دوباره پایه هاشو سفت و محکم کنم از طرف دیگه کوشا بالاخره تصمیم گرفتم و گفتم باید بخشید
باید بخشید

همیارپروژه نوین

پیشنهاد:

تشیع مکتب محبت و عشق

محبت و عشق در عرفان

واژه ی عشق در ادبیات فارسی

پروژه با موضوع داستان سیطره عشق

بررسی عشق در جامعه امروزی

اسباب سعادت و خوشدلى

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سیطره عشق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی: ۰۲۱۵۵۴۰۴۳۴۷ ...... گروه علمی همیارپروژه