نتایج درباره بیماری توکسوپلاسموز

چکیده: کلیات بیماری توکسوپلاسموز و مروری بر پاتوژنز و روش های تشخیص بیماری

بخش دوم: پاتوژنز (بیماریزایی)

بخش سوم: راههای تشخیص بیماری توکسوپلاسموز

بخش چهارم: نتایج و روش کار بیماری توکسوپلاسموز


بررسی میزان آگاهی دانشجویان دختر دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز در مورد بیماری توکسوپلاسموز و مروری بر پاتوژنز و روش های تشخیص بیماری

توکسوپلاسموز یک بیماری انگلی است که عمدتاً توسط گربه ها منتقل مـی شـود. ایـن بیمـاری بوسیله خوردن گوشت خام یا از طریق تماس با مدفوع گربه، به انسان منتقل می شـود. ایـن بیمـاری مخصوصاً برای زنان باردار، که جنین آنها می تواند از طریق جفـت آلـوده شـود، و افـرادی بـا سیـستم ایمنی تضعیف شده، مثل افراد آلوده به HIV، خطرناک مـی باشـد. در مـوارد شـدید، توکـسوپلاسموز میتواند باعث آسیب به مغز، چشم ها و حتی مرگ شود. توکسوپلاسموز به وسیله روشهای سـرولوژی مثل الایزا، ایمونوفلورسنت غیر مستقیم، بافتشناسی، جداسازی انگـل و واکـنش زنجیـره ای پلیمـراز (PCR) تشخیص داده می شود. در روش PCR که روش نـسبتا جدیـدی اسـت از شناسـایی و تکثیـر  قطعه ای از ژنوم انگل برای تشخیص استفاده می شـود. بررسـی حاضـرجهت سـنجش میـزان آگـاهی دانــشجویان دختــر دانــشکده دامپزشــکی دانــشگاه شــیراز در مــورد جنبــه هــای گونــاگون بیمــاری توکسوپلاسموز با تکمیل پرسشنامه ای توسط ۱۰۰ نفر از دانـشجویان کارشناسـی و دکتـرای عمـومی  دامپزشکی انجام گرفت. نتایج نشان داد که آگاهی دانشجویان در مورد عامـل بیمـاری (۸۷%)، مخـزن بیماری ( ۹۱%)، راه انتقال از طریق مـادر بـه جنـین (۹/۸۶%)، انتقـال از طریـق مـصرف گوشـت خـام (۵/۸۲%) و عوارض بیماری مثل سقط جنین (۹/۸۷%) در سطح بالا می باشد. در این بررسی رابطـه ای بین میزان آگاهی دانـشجویان بـا سـطح تحـصیلات پـدر و مـادر مـشاهده نـشد. آگـاهی دانـشجویان کارشناسی در مواردی مثل انتقال بیماری از طریق مادر به جنین و تماس با خاک بهتر از دانـشجویان دکترا بود (۰۵/ ۰>P). در مورد بهترین راه مبارزه با بیماری که رعایت موازین بهداشتی می باشد دانش دانشجویان دکترا بالاتر از دانشجویان کارشناسی بود (۰۵/ ۰>P). به نظر می رسد بهترین راه جهت بالا میزان آگاهی افراد جامعه معرفی و شناساندن این بیماری در بین همـه اقـشار جامعـه از طریـق
مراکز بهداشتی- خدمات درمانی، رسانه های گروهی و مدارس باشد. هم چنـین لازم اسـت عـلاوه بـر میزان آگاهی، بینش و عملکرد دانشجویان و سایر اقشار جامعه در رابطه با اعمال پیشگیرانه و مـوازین بهداشتی مربوط به این بیماری نیز مورد بررسی قرار بگیرد.

مقدمه و هدف

در عصر حاضـر، بـالا رفـتن سـطح فرهنـگ بهداشـتی جوامـع، هـر چنـد توانـسته اسـت چهـره اپیدمیولوژیک بیماری ها را تغییر دهد، اما هنوز هـم بیماریهـای عفـونی بـه عنـوان مهمتـرین مـسأله  بهداشتی در بسیاری از کشورها محسوب می شوند؛ یکی از این بیماریها توکسوپلاسموز می باشد.  مطالعات نشان داده است که حدود یک سوم جمعیت بـالغ در بیـشتر کـشورهای جهـان شـواهد سـرولوژیک علیـه عفونـت توکـسوپلاسمایی را داشـته و دارای آنتـی بادیهـای ضـد توکـسوپلاسمایی میباشند. این موضوع بیانگر این است که این افراد قبلاً بـا توکـسوپلاسما آلـوده شـده انـد؛ همچنـین قدرت آلوده کنندگی و انتشار سریع این انگل را نشان میدهد.  توکسوپلاسموز یکی از بیماریهای مشترک بین انسان و دام می باشد که بر اثـر عفونـت بـا نـوعی انگل داخل سلولی به نام توکسوپلاسما گوندی بوجود می آید. عفونت با این انگل در انسان، پستانداران و پرندگان انتشار جهانی دارد. در دام نیز، بخصوص در گوسـفند یکـی از عوامـل عمـده سـقط جنـین محسوب می شود.گربه و گربه سانان نیز در چرخه زندگی انگل نقش میزبان نهایی را دارند.  انسان از دو طریق اکتسابی و مادر زادی به این انگل مبتلا می شود، سیر بیماری در بـدن انـسان شامل دو مرحله حاد و مزمن است که اکثر علائم و عوارض و همچنین انتقال انگل از مادر به جنین در مرحله حاد رخ می دهد.  در حالت مادرزادی انگل از جفت عبور میکند و بسته به اینکه در چه سنی از بارداری آلودگی بـه جنین منتقل شود علائم کلینیکی متفاوت است. ایـن علائـم بـه صـورت هیدروسـفالی، میکروسـفالی، کوریورتینیت، آنسفالومیلیت، مرده زایی، بزرگ شدن طحال و کبد، اختلالات ذهنی و حرکتی، تـشنج، لوچی و کوری نمایان می شود. به همین دلیل توکسوپلاسموز مادرزادی از نظر پزشکی اهمیت خاصی داشته و آگاهی خانم ها در مورد بیماری و راههای انتقال بیماری می تواند تا حد زیـادی از بـروز ایـن ٢ شکل از بیماری بکاهد؛ لذا این پژوهش، جهت سـنجش و بررسـی میـزان آگـاهی جمعـی از دختـران دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز در مورد این بیماری انجام شده است. هـم چنـین مـروری نیـز بـر پاتوژنز و روش های تشخیص این بیماری خواهیم داشت.

در این فصل روش انجام کار و نتایج پژوهشی که به منظور بررسی میزان آگاهی دانشجویان دختر دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز در مورد بیماری توکسوپلاسموز انجام شد ارائه میگردد.

روش کار
این پژوهش بـه صـورت مقطعـی و در طـی مـاه هـای دی، بهمـن و اسـفند ١٣٨۶ در دانـشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز انجام شد. ابتدا پرسشنامه ای با ساختار مشخص طراحی گردید. قـسمت اول پرسشنامه شامل سال ورودی دانشجوی تکمیل کننده فرم، سال تولد، تحصیلات پدر، تحصیلات مـادر و رشته تحصیلی بود. در قسمت بعد پرسش هایی در مـورد عامـل و مخـزن بیمـاری، علائـم بیمـاری، راههای انتقال، عوارض، راههای مبارزه و درمان طرح شد. این پرسشنامه بـه  تعـداد ١٠٠ برگ تکثیر و در اختیار دانشجویان دختر بـا ورودی هـای مختلـف (١٣٨٢ تـا ١٣٨۶) بـا رشـته هـای دکترای دامپزشکی عمومی و کارشناسی علوم آزمایشگاهی قرار گرفـت. در ورودی هـای ٨٢،٨٣ و ٨۴ در رشته دکتری از هر ورودی ٢٠ نفر و در ورودی های ٨۵ و ٨۶ از هر ورودی در هر رشته ١٠ نفر بـا روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند و فرم ها توسط آنها تکمیل گردید. پس از تکمیل فرم ها توسط دانشجویان، اطلاعات بدست آمده جمع آوری و دسته بنـدی گردیـد. ایـن اطلاعـات توسـط نـرمافـزار SPSS (5.11.Ver) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. آماره های توصیفی به صورت درصد محاسبه و ارائه شد و رابطه بین متغیر ها با روش مربع کای و آزمون دقیق فیشر بررسی شد. در همهی موارد مقدار P کمتر از ۰۵/ ۰ از نظر آماری معنی دار در نظر گرفته شد.
نتایج
در این بررسی که جهت سنجش میزان آگاهی دانشجویان دختـر دانـشکده دامپزشـکی دانـشگاه شیراز در مورد بیماری توکسوپلاسموز انجام گرفت، نتایج زیر به دست آمد.

نتایج کلی
در مجموع ۹۶% از دانشجویان سال تولد خود را در قسمت مشخصات فردی ذکر کرده بودنـد کـه سال تولد آنها بین ۶۸-۵۷ بود و بیشترین آنها (۲۶%) متولدین سال ۶۵ بودند.
در بخش سؤالات، نتایج زیر بدست آمد:
در میان دانشجویانی که فرم را تکمیل کرده بودند ۸۷% از عامـل بیمـاری توکـسوپلاسموز مطلـع بودند، از میان راه های انتقال این بیماری، بیشترین آگاهی مربوط به انتقال بیمـاری از راه جنـین بـه مادر بود (۹/۸۶%)، این آگاهی در مورد راه انتقال از طریق گوشت خام ۵/۸۲%، در مـورد انتقـال خـون ۷۱%، در مورد مصرف سبزیجات ۹/۶۴%، پیوند عضو و مصرف شیر نجوشیده هر کدام ۵۰%، تمـاس بـا خاک ۵/۴۹% و مصرف تخم مرغ نیم پز ۲۹% بود. در مورد تماس با افراد مبتلا و تماس با گوسـفند بـه  ترتیب ۲/۷۴% و ۲/۷۳% از دانشجویان پاسخ دادند که انتقال بیماری از این دو راه امکان پـذیر نیـست. در مورد مخزن اصلی بیماری ۹۱% جواب صحیح داده بودند، و ۸۷% از دانشجویان اطـلاع داشـتند کـه خطر عوارض بیماری (در صورت بروز) در زنان باردار بیشتر است. شصت و دو درصد از این افراد پاسـخ دادند که این بیماری واکسن ندارد، ۶۴% بهترین راه مبارزه را رعایت بهداشـت ذکـر کردنـد. در میـان عوارض بیماری بیشترین پاسخ صحیح مربوط به سقط جنین و عقب افتادگی ذهنی بود. این مقادیر به ترتیب ۹/۸۷% و ۷/۸۴% بودند. شصت و پنج درصد بیشترین خطر عـوارض را در زنـان بـاردار، در سـه  ماهه اول آبستنی ذکر کردند. تنها ۲۸% به این موضوع اشاره کردند که ابتلاء کودکان به بیماری خطـر خاصی ندارد، و در میان دارو های پیشنهادی بیـشترین پاسـخ صـحیح مربـوط بـه داروهـای ترکیبـی پریمتامین، اسید فولیک و تریسولفاپیریمیدین ها با مقدار ۹۰% بود.

 

رابطه رشته و میزان آگاهی
با دسته بندی اطلاعات براساس رشته، نتایج زیر حاصل شد:
در مجمــوع ٨/٨٣% از دانــشجویان دکتــرای عمــومی و ١٠٠ درصــد از دانــشجویان رشــته علــوم آزمایشگاهی از عامل بیماری توکسوپلاسموز مطلع بودنـد. در سـؤال مربـوط بـه راه هـای انتقـال ایـن بیماری، بیشترین آگاهی در هر دو رشته مربوط به انتقال بیماری از مادر به جنین بود. ایـن مقـدار در رشته دکتری و کارشناسی به ترتیب ۵/٨٣% و ١٠٠% بود و اختلاف بین دو رشته از نظر آمـاری معنـی دار بود (٠۵/ ٠>P). در مورد انتقال از راه خون دانش دانشجویان دکترای عمومی به طـور معنـی داری بیش از کارشناسی بود (۰۵/ ۰>P). در مورد انتقال از راه خاک دانشجویان کارشناسی بهتر پاسـخ داده بودند (۰۵/ ۰>P). از دانشجویان دکتری به میزان ٨/٨٨% و از دانشجویان کارشناسی بـه میـزان ١٠٠٪ از مخزن اصلی بیماری مطلع بودند. هـشتاد و پـنج درصـد دانـشجویان دکتـری و نـود و پـنج درصـد دانشجویان کارشناسی پاسخ دادند که در صورت ابتلاء بیماری، خطـر عـوارض در زنـان بـاردار بیـشتر است. از دانشجویان دکتری ٨/۵٨% و از دانشجویان کارشناسـی ٧۵% اشـاره کردنـد کـه ایـن بیمـاری واکسن ندارد. هفتاد درصد دانشجویان دکتری در مقایسه با ۴٠% دانشجویان کارشناسـی پاسـخ دادنـد که بهترین راه مبارزه با بیماری، رعایت بهداشت است ( ٠٠١/ ٠>P). در میان عوارض بیماری بیشترین پاسخ صحیح مربوط به سقط جنین و عقب افتادگی ذهنی بود. این مقـدار در دانـشجویان دکتـری بـه ترتیب ٣/٨٧% و ٣/٨٣%، و در دانشجویان کارشناسی این مقـادیر بـا هـم برابـر و بـه میـزان ٩٠% بـود (٠۵/ ٠<P). از دانشجویان دکتری به میزان ٨/۶٣% و از دانشجویان کارشناسی بـه میـزان ٧٠% مطلـع بودند که در صورت ابتلا زنان باردار، خطر عوارض در سه ماهه اول بـارداری بیـشتر اسـت (٠۵/ ٠<P). تنها ۵/٢٢% دانشجویان دکتری و ۵٠% دانشجویان کارشناسی به این مـسأله اشـاره کردنـد کـه ابـتلاء  کودکان به بیماری خطر خاصی ندارد. از بین داروهای پیشنهادی بیشترین پاسـخ درسـت مربـوط بـه
داروهای ترکیبی (پریمتامین و اسید فولیک و تریسولفاپیریمیدین ها) بود. این مقدار در هر دو رشـته به میزان ٩٠% بود. اطلاعات دانشجویان رشته دکتری و کارشناسی در مورد داروهای ترکیبی بـه یـک اندازه بود (٠۵/ ٠<P).

 

رابطه تحصیلات پدر و مادر و میزان آگاهی
با تقسیم بندی اطلاعات بر اساس تحصیلات پدر و مادر در دو گروه،گروه اول دیپلم و پایین تر از آن و گروه دوم بالای دیپلم، نتایج زیر حاصل شد:
در مجموع ٣٧% از دانشجویان تحصیلات پدرشان دیپلم و پـایین تـر و ۶٧% بـالای دیـپلم بودنـد. همچنین ۵٩% دانشجویان تحصیلات مادرشان دیپلم و پایین تر و ۴١% بالای دیپلم بود. نود و پنج درصد از دانشجویانی که میزان تحصیلات پدرشان دیپلم یا پایین تر بود در مقایـسه بـا ٨٣% از گروهی که تحصیلات پدرشان بالای دیپلم بـود عامـل بیمـاری را بـه درسـتی مـی شـناختند (٠۵/ ٠<P). همین اطلاعات در مورد تحصیلات مادر به ترتیب ۹۲% و ۸۱% بـود (٠۵/ ٠<P). در مـورد انتقال بیماری از مادر به جنین نیز ۸۸% از گـروه اول سـطح تحـصیلات مـادر و ۸۵% از گـروه دوم بـه درستی پاسخ داده بودند. در هر دو گروه سطح تحصیلات پدر ۸۷% به ایـن سـؤال پاسـخ صـحیح داده بودند. در مورد انتقال بیماری از طریق مصرف گوشت خام دانشجویان در رابطه با تحصیلات پـدری در گروه اول ۸۴% و در گروه دوم ۸۲% پاسخ صحیح دادند (٠۵/ ٠<P). همین اطلاعات در مورد تحصیلات مادر در گروه اول و دوم به ترتیب ۷۶% و ۹۲% بود. در مورد مخزن اصلی بیماری آگاهی دانشجویان بر اساس تحصیلات پدر در گروه اول ۹۵% و در گروه دوم ۸۹% (٠۵/ ٠<P). و بر اساس تحصیلات مادر به ترتیب ۹۰% و ۹۳% بود. در مورد عقب افتـادگی ذهنـی بـه عنـوان یکـی از عـوارض بیمـاری، آگـاهی دانشجویان با سطح تحصیلات پدر در هر دو گروه برابر ۸۵% بود. میزان این آگاهی در سطح تحصیلات مادر در گروه اول ۵/۸۶% و در گروه دوم ۸۴% بود. در مـورد سـقط جنـین هـم دانـشجویان بـا سـطح تحصیلات پدری در گروه اول ۹۲% و در گـروه دوم ۵/۸۵% بـه ایـن سـؤال پاسـخ صـحیح داده بودنـد (٠۵/ ٠<P). میزان این آگاهی در تحصیلات مـادری در گـروه اول و دوم بـه ترتیـب ۹۰% و ۸۵% بـود (٠۵/ ٠<P). به طور کلـی رابطـه معنـی داری بـین میـزان تحـصیلات پـدر و مـادر بـا میـزان آگـاهی دانشجویان در مورد سایر سؤالات هم مشاهده نشد.

 

بحث و نتیجه گیری
در یک بررسی که توسط پاولوسـکی و همکـاران١ در لهـستان از سـال ۱۹۹۷- ۱۹۹۱ بـه منظـور تعیین تأثیر آموزش بهداشـت روی دانـش و اعمـال پیـشگیرانه زنـان بـاردار درمـورد توکـسوپلاسموز مادرزادی صورت گرفت، نشان داده شد که آگاهی در مـورد توکـسوپلاسموزیس و پیـشگیری از آن در طی ۴ سال دو برابر شده است. به همین نسبت میزان زنانی که تست های سرولوژیک را برای بیمـاری توکسوپلاسموز قبل از تولد نوزادن انجام می دادند بـه طـور معنـی داری افـزایش پیـدا کـرد. در ایـن ارزیابی، آگاهی در مورد اینکه توکسوپلاسما گوندی چگونه منتقل مـی شـود و فـرد بیمـاری را کـسب میکند بهتر از آگاهی در مورد فاکتور های خطر فردی بـرای توکـسوپلاسموز مـادرزادی بـود. اعمـال بهداشتی صحیح در دوره آبستنی در زنانی که اطلاعات خوبی در مورد توکسوپلاسموز نداشتند، اغلـب رعایت می شد. در این میان نقش خدمات پزشکی در پیشرفت اعمال بهداشتی در زنـان آبـستن بـرای جلوگیری از توکسوپلاسموز مادرزادی قابل توجه بود. در یک بررسی مشابه که توسط جونز و همکارانش در سال ۲۰۰۲ در ایـالات متحـده آمریکـا در مورد آگاهی زنان باردار درباره بیماری توکسوپلاسموز و اعمالی که آنها برای پیشگیری انجام میدهند، صــورت گرفــت، نــشان داده شــد کــه ۴۸% از ۴۰۳ شــرکت کننــده در بررســی، اطلاعــاتی دربــاره توکسوپلاسموز داشتند. تنها ۷% از این زنان از وجود تست های آزمایشگاهی برای این بیمـاری اطـلاع داشتند، ۴۰% پاسخ دادند که توکسوپلاسموز بوسیله یک عامل عفونی ایجـاد مـی شـود و ۲۱% عقیـده داشتند کـه ایـن بیمـاری بوسـیله سـم ایجـاد مـی شـود. بیـشترین سـطح آگـاهی در مـورد گربـه و توکسوپلاسما گوندی بود، به طوریکه ۶۱% پاسخ دادند که ارگانیسم در مـدفوع گربـه دفـع مـی شـود.

پایین ترین سطح آگاهی مربوط به دیگر فاکتور های خطر بود. تنها ۳۰% از زنان باردار آگاه بودنـد کـه توکسوپلاسما گوندی ممکن است در گوشت خام و نیم پز پیدا شود. با این وجود درصد بالایی از زنـان اشاره کردند که آنها در طول آبستنی هیچ گوشت خامی مصرف نمـیکننـد و اعمـال بهداشـتی را بـه خوبی رعایت میکنند.  در بررســی حاضــر کــه جهــت ســنجش میــزان آگــاهی دانــشجویان دختــر در مــورد بیمــاری توکسوپلاسموز در دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز انجام شـد، میـزان آگـاهی دانـشجویان درمـورد عامل بیماری، انتقال بیماری از طریق مادرزادی، انتقال از طریق مـصرف گوشـت خـام، مخـزن اصـلی بیماری، عوارض بیماری مثل سقط جنین و اختلالات ذهنـی و درمـان بیمـاری بـا داروهـای ترکیبـی (پریمتامین و اسید فولیک و تریسولفاپیریمیدین ها) در سطح نسبتا بالایی بود. در مجموع به نظر می رسد دانشجویان رشته کارشناسی نسبت به دکترای حرفه ای دانش بالاتری داشتند، هر چند در برخی موارد هم دانشجویان دکترا به طور معنی داری بهتر پاسخ داده بودند. عدم رابطه میزان تحصیلات پدر و مادر با آگاهی دانشجویان در اکثر زمینه های بررسی شده شاید نشانگر این باشد که دانشجویان تقریبا تمام اطلاعات خود را در دوران تحـصیل دانـشگاهی بـه دسـت آورده اند و نه در سطح خانواده، یعنی این بیماری در سطح عمومی حتی در بین قـشر تحـصیل کـرده ناشناخته است. بنابراین، بهترین راه جهت بالا بردن میزان آگاهی افراد جامعه معرفی و شناساندن ایـن بیماری در بین همه اقشار جامعه از طریق مراکز بهداشـتی- خـدمات درمـانی، رسـانه هـای گروهـی، مدارس و … است. هم چنین لازم است علاوه بر میزان آگاهی، نحوه عملکرد دانشجویان و سـایر اقـشار جامعه در رابطه با اعمال پیشگیرانه و موازین بهداشتی مربوط به این بیمـاری نیـز مـورد بررسـی قـرار بگیرد.

 

تصویر ۱-۴- نمونه پرسشنامهی مورد استفاده در بررسی میـزان آگـاهی دانـشجویان دختـر دانـشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز در مورد بیماری توکسوپلاسموز

توکسوپلاسموز

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *